|
نویسنده حسین
|
|
1388/12/10 ساعت 16:34:35 |
|
این
کنتور روز شمار از همان روز خداحافظی شمارش معکوسش را شروع کرد. از همان ساعت در
آغوش گرفتن ها و بغض ها و چشهمای خیس و دستهایی که رها نمیکردند دست رفقای جهادی
را. از همان لحظه های به یاد ماندنی جدا شدن از رفقایی که - ده روز که نه - گویی
همه عمر آنها را می شناختی و دلبسته شان شده ای. و امیدی که در صداهای لرزان آن
لحظات موج میزد. امید به اینکه چرخ روزگار طوری بچرخد تا تحویل سال بعد هم با همین
بچه ها جایی میان محرومیت و فقر این سرزمین ، شاید زیر سایه ی یک نخل شاید کنار یک
جوی یا داخل کپر یک ساده دل روستایی ؛ دست در دست بنشینی و یا مقلب القلوب بخوانی.
ارسال یادداشت (1یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|